معمولا آدما وقتی وارد دانشگاه میشن به دو دسته ی عمده تقسیم میشن ، یا اونایی که مثه دوره ی قبل از دانشگاهشون همون ایده ها و افکار رو نگه میدارن و به دنبال همون آرزوهاشون میرن و سخت برای به دست آوردنش تلاش میکنن ....

و دسته ی دوم اونایی که با اومدن به دانشگاه معیارهاشون خیلیییییی به تدریج عوض میشه تا این که ییهو چش وا میکنن و میبینن که بالکل از اون چیزی که قبل از دانشگاه میخواستن و بودن دور شدن و به یه راه جدید وارد شدن....

امروز در مورد کسی صحبت میکنم که تو هیچ کدوم از این دسته ها قرار نمیگیره و نه تنها تونسته با چالش ها و افکار جدید و de novo ارتباط خوبی برقرار کنه بلکه در راه همون اهداف قبل از دانشگاهش هم عمل کرده و تونسته یک زندگی ایده آلی رو واسه خودش رقم بزنه....

این فرد ، یکی از شلوغترین دختران کلاس ، همواره بی سرو صدا و در کمال تعجب اکثرا پرحاشیه ، کسی که از 6 روز هفته!!! 8 روزشو تربیت بدنی داره!!!(تا جایی که من یادم میاد هر موقع خواستم فوق العاده بذارم ایشون تربیت بدنی داشتن!) و یک انسان موفق که تونسته ارتباط خوبی بین تفریح و سرگرمی و درس خوندن برقرار کنه!

ایشون کسی نیستن جززززززززز

خانم مریم محبی

کسی که امروز روز تولدشونه!

خانم مریم محبی تولدتون مبارک! با آرزوی بهترین ها... (هرچند که میدنم شاید این تبریک فقط آب در هاون کوبیدن باشه ، چون تا حالا من ندیدم ایشون به وبلاگ سر بزنن و بعید میدونم که اصلا آدرس وبلاگ رو  داشته باشن!!!! اما به هر حال ادب حکم میکرد که این تبریک تولد رو مینوشتم...)