دو باره سلام

از امروز همونطور که تو نظرات نوشتم (فقط به خاطر سعید) مدیریت وبلاگ به عهده منه تا مهر، که هم مدیر وبلاگ جدید و هم نماینده جدید رو خودتون انتخاب کنین...

امیدوارم که تا مهر بتونیم با کمک هم، وبلاگ خوب و سرگرم کننده ای داشته باشیم.


                                                                                                      شهریار خان احمدی


جملات پایانی جزوه ها سری اول

1) برای خندیدن منتظر خوشبختی نباش ، شاید خوشبختی منتظر خندیدن توست.

2) سبقت از سایه ها به بیشتر دویدن نیست ، به سوی نور که باشی ، سایه ها در پس تواند ، حتی آنگاه که ایستاده ای.

3) روشن کردن یک شمع ، بسیار با ارزش تر از بد و بیراه گفتن به تاریکی است.

4) مشکلات انسانهای بزرگ را متعالی میسازد و انسانهای کوچک را متلاشی.

ادامه نوشته

و...... آخرین مطلب

سلام دوستان خوبم. این دیگه آخرین مطلبیه که من دارم به عنوان مدیر وبلاگ مینویسم. اولندش قبل از این که مطلبو بنویسم یه خبری بنویسم ، امروز صبح با احسان رفته بودیم دانشگاه ، با پورعلی حرف زدیم ، راضی شد ۲ نمره بکشه رو نمودار. همونطور که تو جواب یکی از نظرات هم نوشتم نزدیک ۲۰ نفر افتاده داشتیم که با این ۲ نمره اکثرا نزدیک ۱۰ ، ۱۵ نفر پاس میشن ، اون چند نفر هم برن صحبت کنن شاید مشکلشون حل شد. (پارازیت : بهداشت با درصد کشیده رو نمودار ! یعنی ۳۳٪ نمره ی هر فرد رو بهش اضافه کرده.) 

خب اما برگردیم سر اصل مطلب ، عرض شود من این مدتی که به عنوان نماینده کلاس و مدیر وبلاگ فعالیت کردم ، تمام تلاشم رو کردم که کارمو به بهترین نحو ممکن انجام بدم ، حالا این که واقعا تونستم خوب باشم یا نه ، قضاوتش به عهده ی خودتون .... فقط اینو میتونم بگم که تمام تلاشم رو کردم و به هیچ عنوان کم فروشی نکردم.  اما به دلیل مشکلات شخصی فراوانی که داشتم و مشکلات فراوانتری که واسم ایجاد شد ، ناچارم که امروز استعفام رو از تمام مسئولیت هام اعلام کنم و بدین ترتیب اعلام میکنم که به صورت موقت تا مهر ماه که اون موقع با رای دوستان مدیر وبلاگ و نماینده انتخاب خواهد شد ، شهریار جان خان احمدی به صورت موقت مسئولیت امور رو برعهده خواهد داشت.........

هر بدی ازم دیدین به بزرگی خودتون ببخشید .........

با اجازه ی همگی .......

یا حق                                                                                سعید تقوی فر

اخبار .............. 14/4/91

*متذکر راضی شد ۳ فصل آخر کتاب رو برای زبان تخصصی حذف کنه. + در ضمن قرار شد ویروس رو هم با ارفاق اصلاح کنه. حالا ببینیم چی میشه!

منابع امتحان بهداشت از کتاب جامع بهداشت عمومی

پ.و.ر.ع.ل.ی

فصل ۹ / گفتار ۶ / پایش و ارزشیابی برنامه EPI

فصل 10 / گفتار 1 / ایمنسازی در جمهوری اسلامی ایران و اصول و مبانی آن

فصل 11 / گفتار 1 / کلیات بهداشت خانواده و روند تغییرات شاخص های آن

فصل 11 / گفتار 3 / جمعیت شناسی پزشکی

فصل 11 / گفتار 19 / بهداشت مدارس

فصل 11 / گفتار 20 / بهداشت بلوغ و نوجوانی

فصل 11 / گفتار 21 / بهداشت سالمندان

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ر.ب.ی.ع.پو.ر

فصل 11 گفتار 2 تا 18

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فقط یه چیزی!!!:

این همه خودمو کشتم ولی کلا میشه فصل 11 کلهم اجمعین به علاوه فصل 10 گفتار 1 و فصل 9 گفتار 6

یه چیز دیگه:

ظاهرا گفتار 3 فصل 11 تو جفتشونم میاد!!!!! AjaaaaaaaaaaaaaaaaB !!!!

 

تولد...

سلام بچه هااااااااااااا .از درس خوندن واقعاااااااااااااا خسته نباشید!اومدم بهتون بگم که امروز،یه روزبزرگه !چون ، سالروز ۲۰ سالگی یکی از همکلاسی های گلمونه!کسی که بسیاربسیارباشخصیته،بسیار بسیار مهربونه و آزارش حتی به یه مورچه هم نمیرسه ،کسی که این روزا هممون از جزوه ها ی قشنگش لذت بردیم:

                خانم دکتر" وحیده نوبخت"

       

وحیده جون، تولدت مبارک عزیزم! امیدوارم هیشه موفق باشی و امتحان ایمنی رو هم عالیییییی بدی

اخبار...........9/4/91

* تو امتحان ایمونولوژی که فردا برگزار میشه از کتاب هم سوال میاد. حالا راست و دروغ بم گفت ۲.۵ نمره از مطالبی داده که تو کتاب هست ولی سر کلاس نگفته. در ضمن بحث "واکسیناسیون" رو هم باید از کتاب بخونیم...........

تصویر معروف انشتین

در لینک زیر می توانید نوشته روی تابلوی معروف انیشتین را به متن دلخواهتان تغییر دهید.

کلیک کنید

BIRTHdAY!

معمولا آدما وقتی وارد دانشگاه میشن به دو دسته ی عمده تقسیم میشن ، یا اونایی که مثه دوره ی قبل از دانشگاهشون همون ایده ها و افکار رو نگه میدارن و به دنبال همون آرزوهاشون میرن و سخت برای به دست آوردنش تلاش میکنن ....

و دسته ی دوم اونایی که با اومدن به دانشگاه معیارهاشون خیلیییییی به تدریج عوض میشه تا این که ییهو چش وا میکنن و میبینن که بالکل از اون چیزی که قبل از دانشگاه میخواستن و بودن دور شدن و به یه راه جدید وارد شدن....

امروز در مورد کسی صحبت میکنم که تو هیچ کدوم از این دسته ها قرار نمیگیره و نه تنها تونسته با چالش ها و افکار جدید و de novo ارتباط خوبی برقرار کنه بلکه در راه همون اهداف قبل از دانشگاهش هم عمل کرده و تونسته یک زندگی ایده آلی رو واسه خودش رقم بزنه....

این فرد ، یکی از شلوغترین دختران کلاس ، همواره بی سرو صدا و در کمال تعجب اکثرا پرحاشیه ، کسی که از 6 روز هفته!!! 8 روزشو تربیت بدنی داره!!!(تا جایی که من یادم میاد هر موقع خواستم فوق العاده بذارم ایشون تربیت بدنی داشتن!) و یک انسان موفق که تونسته ارتباط خوبی بین تفریح و سرگرمی و درس خوندن برقرار کنه!

ایشون کسی نیستن جززززززززز

خانم مریم محبی

کسی که امروز روز تولدشونه!

خانم مریم محبی تولدتون مبارک! با آرزوی بهترین ها... (هرچند که میدنم شاید این تبریک فقط آب در هاون کوبیدن باشه ، چون تا حالا من ندیدم ایشون به وبلاگ سر بزنن و بعید میدونم که اصلا آدرس وبلاگ رو  داشته باشن!!!! اما به هر حال ادب حکم میکرد که این تبریک تولد رو مینوشتم...)

آبادانی

  يه آبوداني واسه رفيقش تعريف ميکرد که حميــــد !!
    حميد : چيه؟
    گفت: رفته بودم جنگل , چه طبيعت بکري !! ايقد جات خالي بوود ايقد جات خالي بود!! واساده بودم محو اين طبيعت شده بودم ! اينقد قشنگ بود آواز پرندگان ! کاش مو اين دوربينمو برده بودم با خودم برات فيلم برداري ميکردم ! همينطور که مو محو اين طبيعت بودم گرگا حمله کردن !!
    حميد : خو چي شد؟!!!!!!
    گفت : خو هيچي ما بدو گرگا بدو ! مو بدو گرگا بدو !! ب...عد ر...سيديم به يه دشت ! دشت پر از گل شقايق ! ايقد قشنگ بود , تا چشم کار ميکرد فقط گل سرخ ! اصلا يه فضاي رمانتيکي شده بود !
    حميد : پَ گرگا چي شدن ؟!
    گفت : ها وولک گرگا دنبالم ! مو بدو گرگا بدو !! رسيديم به يه کوه ! پسر از قدرت خدا آب از دل کوه در ميومد ميخورد زمين پووووودر مي شد !! نور خورشيدم افتاده بود داخلش يه رنگين کمون خشکلي درست شده بود جات خالي کاش مو اين دوربينمو با خودم برده بودم واست فيلم ميگرفتم !
    حميد : گرگا چي شدن وولک؟!!
    گفت: هااا خو گرگا دنبالمون مو بدو گرگا بدو مو بدو گرگا بدوو ! رسيديم به يه دريا ! پسر دريا نگو استخر ! يه موج داخل اين دريا نبود ! ايقد قشنگ بووود !!
    حميد :گرگااا چي شدن؟!
    گفت : خو زهر مار !!! گرگا ول کردن تو ول نميکني!!!!!!


معاینه

زنه شوهرشو میبره دکتر..! دکتر به زنه میگه: خانم، نباید هیچ استرسی به شوهرتون وارد بشه.
باید خوب غذا بخوره، هرچی که میخواد براش فراهم بشه و برای 1 سال هیچ بحث و دعوایی سر هیچ موضوعی حتی سر طلا و سکه و ماشین و خونه هم نباید با هم داشته باشن.
تو راه برگشت مرده میپرسه: خانم دکتر چی گفت؟
زنه میگه : هیچی، گفت تو هیچ شانسی برای زنده موندن نداری......

ن.م.و.ن.ه س.و.ا.ل.ا.ت ژ.ن.ت.ی.ک ع.ب.د.ی ر.ا.د

واسه این مطلب رمز گذاشتم ، رمزشم اسم استاد بهداشت ۲ (اپیدمیولوژیمونه) ....

البته اسمشو به زبان فارسی و بدون فاصله بنویسید

جهت راهنمایی واسه اونایی که اسمشو فراموش کردن :

ان؟؟ارم؟؟ی

ادامه نوشته

تولّد!

سلام بچه ها!حال همگی خوبه؟دوران امتحانات خوش میگذره؟

شماها یادتون میاد وقتی بچه بودیم،مثلا ۳،۴ سالمون بود،چقدر به دست کاری کردن وسایل خطرناک علاقه داشتیم؟مدام باید یکی بود که بهمون بگه:بچه جون به این دست نزن،جیزه! اوف میشیا!ولی ما اونقدر این کارا رو انجام دادیم تا آخر کار یاد گرفتیم چطوری باید از این وسایل استفاده کنیم تا بهمون آسیبی نرسه....

یکی از وسایل مذکور "کبریت"ه

            

بلی عزیزان،کبریت!

اما ،اما،اما...بعضیا وقتی حتی ۲۰ سالشون هم میشه،نمیتونن از این وسیله ی خطرناک استفاده کنن و دست خودشونو میسوزونن!

و باز هم اما،همین افراد که کار به این راحتی رو نمیتونن انجام بدن،چند تا کار بزرگ رو یک تنه و به بهترین وجه ممکن انجام میدن،مثل کسی که امروز تولدشه!که هم نماینده ی یک کلاس و هم مدیر وبلاگ کلاس هستن .

بله،کسی که امروز تولدشونه،حق بزرگی به گردن کلاس دارن،جناب آقای:

 SAeeeeeeD Taghavifar    

      

تولدتون مبارک آقای تقوی فر،از اونجایی که شما به عدد ۶ علاقه ی وافری دارین،ما هم،تو روز تولدتون، ۶ تا آرزوی خوب  براتون میکنیم:

۱-سلامتی که بزرگترین نعمت خداست                   ۲-عمر نوح!

۳-صبر جزیل در نمایندگی!                                     ۴-موفقیت در تمام مراحل زندگی

۵-قبولی در آزمون علوم پایه                                   ۶-و براورده شدن هر چیزی که آرزوشو دارین