دوستان سلام ، شرمنده بازم مزاحم میشم. دلم نیومد این وقایع اتفاقیه رو که با عشق به وجود آورده بودمش!!! و با ناز پرورشش داده بودم رو همین جور به امون خدا ولش کنم ، فلذا تصمیم گرفتم علی رغم مشکلات فررررراوان یه اختتامیه واسش بنویسم..... تو این دو سه روزه با کلی عکس و مطلب آمادش میکنم. در ضمن یه خبر دیگه: این صندلی داغ هم آماده س ، متنشم نوشتیم ، هر موقع شهریار صلاح دونست میذارتش رو وب.

آها ! این تبریک تولدهارم قرار شد خانوم هاشمی زحمت بکشن همشونو بنویسن. البته باید یکی از بچه هارو باهاش صحبت کنم تا به کمک خانوم هاشمی بیاد.

خب ، اینم از این! بعد نگید سعید نامرد بود وسط کار ول کرد رفت!