خوشبخت ترین زن
خانمی سراغ دکتر رفت و گفت:<<نمیدانم چرا همیشه افسرده ام و خود را زنی بدبخت میدانم؟!
چه دارویی برایم سراغ داری آقای دکتر؟؟>>
دکتر قدری فکر کرد و گفت :
<<تنها راه علاج شما این است که پنج نفر از افراد خوشبخت شهر را بشناسی و از خانه آنها یه تکه سنگ بیاوری به شرط اینکه از زبان آنها بشنوی که خوشبخت هستند>>
زن رفت و پس از چند هفته به مطب دکتر برگشت،اما این بار افسرده نبود.
او به دکتر گفت :<<برای پیدا کردن آن پنج نفر به سراغ پنجاه نفر که فکر میکردم خوشبخت ترین ها هستند رفتم اما وقتی شرح زندگی همه آنها را شنیدم فهمیدم که خودم از همه خوشبخت تر هستم!>>
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۳۱ ساعت 18:27 توسط مدیریت
|
سوگند نامه پزشکی: