" اختلالات تجزیه ای و تبدیلی" كه برای سهولت بیان در این مقاله مانند منابع قدیمی تر علمی، با اصطلاح كلی "هیستری"(hysteria) خوانده می شوند، دلالت بر طیف گسترده ای از انواع بیماری های جسمی و روانی دارد كه در ارتباط با مفهوم "تلقین" هستند.

منفعت طلبی، جلب توجه اطرافیان، نیازمندی عمیق به مهر و محبت، حذف خاطرات بد و مقابله با تجربه های نامطلوب و تلخ زندگی و مسائل بسیار دیگری از این قبیل سبب می شوند شخص به صورت "ناخود آگاه" (یعنی بدون آن كه خودش متوجه باشد) علائم بیماری های مختلف جسمی و روانی را تقلید كند و در واقع به یك حالت هیستریك مبتلا گردد؛ به عنوان مثال شخصی كه در یك محیط بسیار پر سر و صدا و شلوغ ، كار یا زندگی می كند ممكن است به طور ناگهانی دچار ناشنوایی كامل(كری عصبی) گردد، حال آن كه دستگاه شنوایی او كاملا طبیعی و سالم است و هیچ اشكالی در آن دیده نمی شود. یا كودكی كه از ورود به مدرسه، متنفر است و هنگامی كه مجبور به رفتن مدرسه می شود، دچار دردهای شدیدی می شود كه با معاینات پزشكی، مشکلی دیده نمی شود. یا زن جوانی كه دوست ندارد همسرش او را در خانه تنها بگذارد، به همین دلیل به طور ناخودآگاه، دچار حملات شدید تهوع و استفراغ و ... می گردد.

البته لازم به توجه است كه حالات هیستریك معمولا در افرادی به وقوع می پیوندد كه دارای شخصیت های خاص و به شدت تلقین پذیر(هیستریونیك) هستند.
ضمنا باید توجه داشت كه مفهوم هیستری با مفهوم تمارض(تظاهر به بیماری كردن) به كلی متفاوت است، چرا كه شخص هیستریك واقعا و بدون آن كه خود بخواهد، علائم بیماری ها را تقلید می كند، اما شخص تمارض كننده، خود به خوبی می داند كه بیمار نیست، اما به دلایلی تظاهر به بیماری می كند.

مبتلایان به اختلالات هیستریك، ممكن است علائم هر بیماری جسمی و روانی را تقلید نمایند، مثلا دچار فلج شوند، به حملات صرع مبتلا گردند، كور شوند، هویت خود را فراموش كنند و علائم بیماری های روانی مختلف را نشان دهند و ... .

لازم به توضیح است كه این اختلال به شكل كم و بیش طبیعی، در افراد كاملا سالم نیز ممكن است به چشم بخورد؛ به عنوان مثال یكی از شایع ترین جلوه های آن در میان برخی از دانشجویان پزشكی دیده می شود كه ضمن ورود به هر بخش آموزشی جدید در بیمارستان، علائم بیماران آن بخش را در خود می یابند! مثلا در ورود به بخش قلب، احساس می كنند كه صدای قلبشان غیر طبیعی است، یا در ورود به بخش روماتولوژی احساس درد شدیدی در زانو و سایر مفاصل خود می كنند و یا در ورود به بخش روانپزشكی، گمان می كنند كه دچار یك بیماری شدید روانی ، مثلا اسكیزوفرنی(جنون جوانی) هستند!

البته همانطور كه گفته شد ارتباط ظریف حالات هیستریك با پدیده نیرومند تلقین، توجیه كننده قضیه در تمام موارد است.

صرف نظر از مشكلات مختلفی كه اشخاص مبتلا به هیستریك برای خود و اطرافیانشان ایجاد می كنند، پیوسته هزینه های كلان و سرسام آوری از بودجه خانواده ها، بیمارستان ها و مراكز بهداشتی صرف آزمایشات تشخیصی و درمان بیهوده و بی نتیجه ی بیماری های ساختگی افراد هیستریك می گردد. لذا چنانچه روش های موثری، برای پرهیز از این قبیل اختلالات و پیشگیری از آنها پیدا شود، نتایج بسیار مطلوبی حاصل خواهد شد.

زیر بنای بروز اختلالات هیستریك این است که مبتلایان به این اختلال، نیاز مفرطی به جلب توجه اطرافیان دارند و حتی می خواهند مركز همه توجهات قرار بگیرند. این افراد نیاز مبرمی به محبت و تایید اطرافیان در خود احساس می كنند كه البته ارضای این نیاز برای اطرافیان بسیار دشوار است و احیانا هم اگر این توجه و محبت به وسیله كسی به آن ها داده شود ، آن وقت شروع به امتحان آن فرد می كنند، تا حدی كه اغلب منجر به بازگرفتن محبت (توسط شخص محبت كننده) می شوند.

متنی از :http://emt115.blogfa.com