حرفهایی ، اتفاقا برای گفتن!

یک بیماری مزمنه که بیشتر در مناطق سردسیر علی الخصوص مناطق شمال و شمالغرب ایران و در مکانهایی که تجمع دانشجویان پزشکی نابالغ وجود داره ، دیده میشه. Prevalance بیماری در مرد و زن برابر و عموما در سنین 20 تا 25 سالگی هست.
اتیولوژی: به 3 بخش تقسیم میشه:
1) عدم نگارش جزوات: این حالت وقتی ایجاد میشه که صورت بعضی از دوستان تبدیل به سنگ پای قزوین میشه! من به شخصه تصور نمیکنم کسی تو این کلاس (به غیر از چند نفر که کامل جزوه هاشون رو نوشتن) ادعایی در مورد جزوه ها داشته باشه. پس دوست عزیزی که اومدی نظر گذاشتی و در مورد عدم نگارش جزوه توسط بعضیا اظهار نظر میکنی، اسمتو بگو تا جوابتو بدم.
2) پشمی فرض شدن گوشها: یعنی وقتی یک نفر بقیه رو بووووق! فرض میکنه. در همین راستا اعلام کنم که بنده به هیچ عنوان چشمداشتی تو مدیریت وبلاگ ندارم و با اکراه و صرفا به دلیل اینکه نتونستم از روی دوستان بگذرم قبول کردم وبلاگ رو بگیرم. پس اون کسی که اعلام کرده نمیخاد وبلاگ دست پسرا باشه بفرماد جلو، این ریش، این قیچی. واقعا خنده داره بعد فیزیوپات هنوز نشستیم سر مدیریت وبلاگ بحث میکنیم. ولی فقط اینو بدونید گوشهای ما پشمی نیست.
3) بی جنبگی بعضیها: من یادم میاد قبلنا اکثر پستهام نظر سنجی شون آزاد بود و واقعا جماعت خیلی قشنگ عادت کرده بودن به این حالت. حالا نمیدونم چه بر سر این وبلاگ اومده که تا یه دونه پست نظر سنجیش آزاد شده همه حمله کردن و به نماینده و این و اون فحش و بد و بیرا نوشتن و توهین کردن. واقعا جای تاسفه. و یه نکته ای رو به صورت پارازیت اینجا بگم که یکی از مشکلات بسیار بزرگ ما ایرانی جماعت تعصب کوره. فقط صرف اینکه من با فلانی بیشتر ارتباط دارم میشه معیار و ملاک قضاوت ما و بدون این که واقعیت رو در نظر بگیریم شروع میکنیم به دفاع کردن از یه نفر و این میشه که همان ایرانی که هستیم، میمانیم.
خب ، امیدوارم با این بیماری به طور کامل آشنا شده باشید و هیچ موقع بهش مبتلا نشید....
سوگند نامه پزشکی: